ღܔܜܔعشق مردهܔܜܔღ
ღܔܜܔعشق مردهܔܜܔღ



   

سلام به همه دوستاي گلم اميدوارم همگي خوب باشين

به وبلاگ خودتون (
غمسرا ) خوش اومدین

این وبلاگو تقدیم میکنم به همه عاشقایی که دلشون مثله دل خودم شکسته

اميدوارم مطالب مورد پسندتون قرار بگيره و ازش استفاده کنيد

خوشحال میشم نظرها و انتقادهای شما عزیزان رو درباره این وبلاگ کوچیک بدونم

فداي همتون حامی



یک شنبه 3 بهمن 1398برچسب:غمسراღ❤ღنوشته احساسیღ❤ღشعر عاشقانهღ❤ღدلتنگیღ❤ღعشق مردهღ❤ღداستان غمگینღ❤ღاحساسღ❤ღعشق و نفرت,

  توسط حامی  |
 

Finish The Love

اشكهايي كه هرشب و روز از چشمانم جاري مي شوند...

اشك نيست بلكه قطره قطره وجودم است كه آب مي شوند...

و وقتي كه شمع وجودم رو به خاموشي مي رود با دو دست تقدير

بر صفحات زندگيم خط بطلاني مي كشند

و در صفحه آخر زندگيم مي نويسند

Finish The Love…


فریادها مرده اند،سکوت جاریست،تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است.

ما که خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاترینیم؟!! 

نظر یادتون نره

پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391برچسب:نوشته هاي عاشقانه☆★متن هاي عاشقانه☆★دلنوشته☆★دلنوشته هاي عاشقانه☆★متن هاي احساسي☆★نوشته هاي فوق عاشقانه☆★متن هاي زيبا☆★متن هاي زيبا و احساسي☆★متن هاي زيبا و عاشقانه☆★نوشته هاي زيبا و عاشقانه☆★دل نوشته هاي عاشقانه☆★جملات عاشقانه☆★جمله هاي احساسي و عاشقانه☆★جمله هاي عاشقانه و احساسي☆★مطالب عاشقانه☆★نوشته عاشقانه☆★نوشته هاي تنهايي,

  توسط حامی  |
 

ای کاش بودی

ای کاش بودی

ای کاش بودی و می دیدی که چشمانم چطور در انتظار توست...

اشکها در بدرقه راهت همچو آبی که بدرقه کننده مسافر است

تورا بدرقه می کرد و در انتظار بازگشت توست...

ای کاش بودی و التماس دستانم را می دیدی

که بسوی تو دراز شده

و با فریادی بی صدا تورا به سوی خود می خواند

اما این بازی مرا در حسرت دیدارت جای گذاشت و رفت

آری...

این منم که از دوری تو دیگر تاب و توان حرف زدن ندارم

برگرد که دیگر درمن جانی نمانده که نثارت کنم...

نظر یادتون نره

جمعه 28 بهمن 1390برچسب:ای کاش بودی☆★کاش بودی☆★ای کاش☆★انتظار☆★مسافر☆★نوشته عاشقانه و زیبا☆★التماس☆★فریاد بی صدا☆★فریاد بی صدای عشق☆★متن و نوشته های عاشقانه☆★حسرت دیدار☆★حسرت☆★برگرد☆★نوشته های عاشقانه☆★متن های کوتاه عاشقانه☆★جمله های عاشقانه☆★نوشته های غمگین☆★نوشته های احساسی☆★جملات عاشقانه☆★دلتنگی☆★متن های دلتنگی☆★نوشته های دلتنگی☆★جملات عاشقانه و احساسی☆★نوشته های فوق عاشقانه☆★متن عاشقانه و رمانتیک,

  توسط حامی  |
 

کاش می دانستی...

کاش می دانستی...

کاش می دانستی که درون قلبم خانه ای داری تو که هميشه

آن را با شفق می شويم و با آن ميگويم که تويی مونس شبهای دلم

کاش می دانستی باغ غمگين دلم بی تو تنها شده است و گل غم به

دلم وا شده است کاش می دانستی که درون قلبم با تپشهای عشق

هم صدا هستی تو... کاش می دانستی که وجود تو و گرمای صدايت

به من خسته و آشفته حال زندگی می بخشد...

کاش می دانستی.... کاش می دانستی....


نمی دانم چرا؟ کجا؟ تا کی؟ برای چه ؟!!

ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی...

ܔܜܔܔܜܔܔܜܔܔܜܔܔܜܔܔܜܔܔܜܔܔܜܔ

نظر یادتون نره

شنبه 17 دی 1390برچسب:کاش میدانستی☆★تپش های عشق☆★مونس دل تنها☆★دل تنها☆★ای کاش☆★دل غمگین☆★دل آشفته☆★دل نوشته های غمگین☆★متن های عاشقانه☆★جمله های عاشقانه و احساسی☆★جملات کوتاه و عاشقانه☆★متن و نوشته های عاشقانه☆★متن های عاشقانه☆★جمله های عاشقانه☆★دل نوشته☆★دلنوشته عاشقانه☆★دل نوشته های عاشقانه☆★نوشته های غمگین☆★نوشته های غمناک☆★متن عاشقانه☆★متن های زیبا و احساسی☆★سایت غم☆★سایت تنهایی☆★تنهایی☆★وبلاگ غم☆★وبلاگ تنهایی☆★نوشته های غمناک و عاشقانه☆★متن های غمگین☆★نوشته غم☆★جمله های زیبا و عاشقانه,

  توسط حامی  |
 

داستان زیبای مرد نابینا

مرد نابینا

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود.

روی تابلو نوشته بود: من کور هستم لطفا کمک کنید...روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت

نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود...او چند سکه داخل کلاه انداخت و

بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری

روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد...

عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از

سکه و اسکناس شده است.مرد کور از صدای قدمهای او،خبرنگار را شناخت و خواست

اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید،که بر روی آن چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری

نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد...مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است

ولی روی تابلوی او نوشته شده بود:

امروز بهار است،ولی من نمیتوانم آنرا ببینم...

نظر یادتون نره

پنج شنبه 17 آذر 1390برچسب:داستان مرد نابینا☆★داستان های زیبا و آموزنده☆★داستان های عاشقانه☆★داستان های غمگین و زیبا☆★داستا غمناک☆★داستانکده عشق و غم☆★داستان☆★داستانکده☆★داستانکده غم☆★داستان های غمگین,

  توسط حامی  |
 

چرا حسرت؟!!

چرا حسرت؟!!

چرا سايه و حضور گرمت را ميان ثانيه هايم حس می كنم اما نيستی؟

چرا با تمام وجود تكه تكه شدن بلور آرزوهايم را كه زمانی چلچراغ زندگی ام بود

و  اكنون آينه ی حسرت شدند را با تمام وجودم حس می كنم

اما دستان گرم تو به ياري دستان بی رمقم براي برچيدن و بند زدن بلورهای آرزوهايم نمی آيند؟

چرا زندگی ام در لابه لای ثانيه های تكراری حسرت لحظات با تو بودنم را به رخم می كشد

اما تو نيستی تا سر به روی سينه ات بگذارم و با كوله باری از غم تن خسته و بی رمقم

را بر روی قامت سروت تكيه نهم؟

اكنون...ارزش حضورت را از تك تك لحظات نبودنت ميتوان حس كرد...

نيستی...

نيستی و هيچ كس را يارای همپايی لحظات سرد و تكراری و بی تو بودنم نيست...

به راستی چرا نميتوانم گرمای دستان عاشقت را با تمام وجود حس كنم

و آغوشت مآمنی باشد براي تسلی وجود خسته ام؟

تو نيستی...زندگی...همه چيز تكراری است...

چرا از ميان آن همه عشق و علاقه و وابستگی تنها

درد فراق و چشم انتظاری و حسرت نصيب دل بی قرارم شده؟!!

چرا حسرت؟...چرا؟!!!


نظر یادتون نره

یک شنبه 29 آبان 1390برچسب:چرا حسرت؟ღ❤ღحسرتღ❤ღبلور آرزوهاღ❤ღآینه ی حسرتღ❤ღحسرت با تو بودنღ❤ღدرد فراقღ❤ღدل بی قرارღ❤ღچشم انتظارღ❤ღمتن و نوشته های عاشقانه و احساسیღ❤ღنوشته های غمگین و عاشقانه,

  توسط حامی  |
 

گاهی وقت ها...

گاهی وقت ها...

گاهي احساس می کنی با وجود همه چيز،هيچ چيز نداري...

گاهي ميان آشناهای قديمی نشسته‌ای،‌اما باز هم غريبه ای...

بعضی وقت‌ها می دانــــــی دلت پر است،

اما جايی را سراغ نداری که غصـــــه ‌هـايت را

بازگو کنی.

گـــــاهی وقت‌ها حتی ديوارهای اتاقت هم از دست تو خسته شده اند

و  ديــــــگر طاقت شنيدن حرفهـــــای پر از اندوه تو را ندارند.

آن وقت است که چشـــــم‌هايت به يکباره هوای باريدن مي کند...


ديشب برای من از آن گاهی وقت‌ها بود...

این متن زیبا رو یکی از دوستای خوبمون به اسم عرفان تو قسمت

نظرات برام گذاشته بود که تو وب گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد...مرسی عرفان

نظر یادتون نره

یک شنبه 8 آبان 1390برچسب:نوشته های عاشقانهღ❤ღمتن و شعر های عاشقانهღ❤ღنوشته های غم انگیزღ❤ღمتن عاشقانه,

  توسط حامی  |
 

دلـنوشتــــــه....

اینم تقدیم به کسانی که تظاهر میکنن عاشقن در حالی که از عشق هیچی نمیدونن

 

چه حقیرند مردمان وقتی نه جرات دوست داشتن دارند نه اراده ی دوست نداشتن...

نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن...

با این حال مــــدام شعر عـــــاشقـانه می خوانند...مـــدام...

 

عشق کم است،سخــــن عـــــاشقـانه فراوان...

نظر یادتون نره

سه شنبه 19 مهر 1390,

  توسط حامی  |
 

سپاسگزارم....

ازکسانی که از من مــــــــــتنفرند سپاس.،آنها مرا قوی تر می کنند

از کسانی که مرا دوســـــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر می کنند.

ازکسانی که مرا ترک میکنند متشــــــکرم،آنان به من می آموزند که

هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست .

از کسانی که با من مـــــی مانند سپاسگزارم،آنان بمن معنای دوست

واقعی را نشان می دهند...

 

نظر یادتون نره

دو شنبه 28 شهريور 1390برچسب:نوشته های عاشقانهღ❤ღمتن های عاشقانهღ❤ღمتن و نوشته های فلسفیღ❤ღمطالب عاشقانه,

  توسط حامی  |
 

به یاد خاطرات...

به یاد خاطرات...

یه روزی میاد-روزایی که خیلی از امروز فاصله داره و اون موقع به روزایی

که اشک میریختیم میخندیم-میخندیم و افسوس سالها و خاطره های گذشته رو که

هیچوقت بر نمیگرده...نا خواسته دلتنگ ادمایی میشیم که یه روزی توی زندگیمون بودن

ولی حالا اثری ازشون نیست و روزگار عین گردباد یه جوری اونو از دستت گرفت

که گرد و خاک گرد باد غم شد و کل وجودتو گرفتو تنها خاطره ی آخر و دردناکی که واست موند

همین غم شد....

 میری جلوی اینه و دست میکشی به موهایی که عین برف سفید شدن و شاید

بازم همون دستی رو خواستی که یه روزی خیلی قدیما با دستای گرمش

همین موهارو نوازش کرده...به چین و چروک دستات نگاه میکنی و بازم یاد

قول و قرار عاشقی میوفتی که خیلی سالها قبل دست توی دست هم گذاشته بودین و عهد

میبستین که مرگ هست اما جدایی نه....

بی اختیار اه میکشی و اشک توی چشمای کم سوت جمع میشه و یاد حرفش میوفتی

که میگفت چشاتو به هیشکی و هیچی نمیدم و عاشقشونم یه بار هم اه میکشی و این دفعه

اشک میوفته روی گونه هات دلت براش بیقرار میشه و یاد بیقراری هایی میوفتی

که خیلی سالها قبل توی کوچه هایی که باهاش قرار میذاشتی و انتظار

اومدنشو میکشیدی و بیقرار دیدنش بودی...

به خودت میای و اشکاتو پاک میکنی و یه نفس از ته دل میکشی و میگی:

 یادت بخیر روزای عزیز ترازجانم...

نظر یادتون نره

 

دو شنبه 21 شهريور 1390برچسب:به یاد خاطراتღ❤ღخاطرات شیرینღ❤ღنوشته های عاشقانهღ❤ღنوشته های غم انگیزღ❤ღخاطراتღ❤ღخاطرات تلخ و غم انگز,

  توسط حامی  |
 

پرواز تو در فرداها...!

پرواز تو در فرداها...!

قصه از حنجره ایست

که گره خورده به بغض

صحبت از خاطره ایست

که نشسته لب حوض

یکطرف خاطره ها،یکطرف پنجره ها

در همه آوازها

حرف آخر زیباست

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست!

نظر یادتون نره

دو شنبه 21 شهريور 1390برچسب:پرواز در فرداهاღღبغضღღخاطره هاღღنوشته های عاشقانهღღاحساسღღدلنوشتهღღمتن عاشقانه,

  توسط حامی  |
 

این رویای شیرین...

این رویای شیرین!

آگر روزی تو را دیدم

خود را در آغوشت حبس میکنم تا گرمای وجودت آرامم کند

و یکدل سیر برایت گریه میکنم

و به تو خواهم گفت

که چقدر انتظار کشیده ام

برای دیدنت.

اگر روزی دیدمت

دست هایت را محکم میگیرم

و روی قلبم میگذارم

تا بدانی قلبم چگونه برایت عاشقانه میتپد!

اگر روی ببینمت...

تو را غرق بوسه میکنم و به همه ی دنیا میگویم

که تو فقط متعلق به منی!

اما...

صد حیف...

صدحیف که دیدنت رویایی بیش نیست

رویایی شیرین که هرگز به حقیقت نخواهد پیوست!

پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:رویای شیرینღღبوسهღღمتن عاشقانهღღنوشته عاشقانهღღمطالب عاشقانهღღعاشقانه ها,

  توسط حامی  |
 

آخ دنیا دیگه ازت سیرم...

آخ دنیا دیگه ازت سیرم

خدایا به کدامین جرم این سرنوشت دچارم شد

اگر بنویسم دوستت ندارم،تو را نمیخواهم،دوری تو را نمی توانم تحمل کنم،

یا اینکه میتوانم تو را فراموش کنم،دروغ گفته ام.

پس می نویسم دوستم نداشتی،من را نمی خواستی،دوری ام را حس نمی کردی،

تو حتی نگاهت را از من دیریغ کردی.تنها امیدم همان نگاهت بود که ساده از من ستاندی.

پس بذار بنویسم دیگر برایم مهم نیستی هر چند که دروغ گفتم ولی حتی اگر روزی دوباره ببینمت فایده ای ندارد.

درون مردابی فرو رفتم  که هر چه بیش تر دست و پا میزنم بیش تر فرو میروم.

برایت فراموش شدم.

باشه میرم از خاطراتت ولی بدان که تو از خاطرات من نخواهی رفت.

شاید روزی بفهمی که احساس من چه بود.

امیدوارم که بهفهمی...

ولی بدان در قلب شکسته من یرای همیشه جا داشتی اما منو شکستی.چرا؟؟

من حتی کوچکترین اهمیتی هم نمی دهم.دیگه برام مهم نیست.

نمی نویسم به امید دیدار چون امیدی به دیدار ندارم...

 

نظر یادتون نره

 

پنج شنبه 22 ارديبهشت 1390برچسب:دنیا دیگه ازت سیرمღღقلب شکستهღღدیدارღღمتن و نوشته های عاشقانهღღنوشته های غمگین و احساسی,

  توسط حامی  |
 

هرچه دل تنگم می گفت

هرچه دل تنگم می گفت

خدایا به هر کس دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است

یک روز شاهد صحنه ای بودم که واقعا حالمو گرفت.یک پسر تقریبا ۲۰ ساله ای

با یک شاخه گل رز روبروی در یک کلاسی تو دانشگاه وایساده بود...

برای خواندن کامل متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

جمعه 16 ارديبهشت 1390برچسب:متن و نوشته های عاشقانهღღنوشته های احساسیღღدل نوشتهღღمتن های احساسی,

  توسط حامی  |
 

خسته ام...

خسته ام

از همه خسته ام، مثل يک شاخه شکسته ام

به فردا اميدي ندارم ، ديگر به انتظار بهار نمينشينم

بهار نيز زود مي آيد و زود ميگذرد

خزان که آمد ديگر نگذشت ، قلبم که شکست ديگر آرام نگرفت

از همه دلگيرم ، اگر اينگونه بمانم ميميرم...

اي زندگي ، اينقدر بي رحم نباش به من رحم کن ، مرا آزاد کن از عذاب دنيا.

چرا اينگونه غمگينم ، اي غم مرا رها کن ، مرا از زندان غصه ها آزاد کن

همه جا تاريک است ، روشنايي ناپديد ، سرد و بي روح ، دلي خسته تر از ديروز

ديگر طاقت ندارم ، نفس کشيدن را بي دليل ميدانم ، هر چه آه ميکشم نيز غمي بر غمهايم افزوده ميشود.

بعد از رفتنم از دنيا آن زمان همه قدر مرا ميدانند ، که ديگر آن زمان ديگر من نيستم...

نظر یادتون نره

دو شنبه 1 فروردين 1390برچسب:خسته امღ❤ღنوشته های غمگینღ❤ღدلشکستهღ❤ღدلنوشته های زیباღ❤ღدلنوشته های غمگینღ❤ღشعر زیباღ❤ღمتن عاشقانه و غمگینღ❤ღدلنوشته های تنهاییღ❤ღنوشته های عاشقانه و رمانتیکღ❤ღمتن کوتاه عاشقانهღ❤ღمتن های کوتاه و عاشقانهღ❤ღنوشته های عشقولانهღ❤ღمطالب عاشقانهღ❤ღمتن تنهاییღ❤ღنوشته های غمناکღ❤ღنوشته های تنهایی,

  توسط حامی  |
 

سوال؟

چرا فراموش کردن هر چیزی که اول تجربه کردیم،عاشق شدیم،وابسته شدیم بهش واسمون خیلی سخته؟

مثل عشق اول،مثل....

ممنون میشم تو قسمت نظرات جواب این سوالمو بهم بدید...

اما اول جواب خودم:

چون آدم هر چیزی رو که اولین بار تجربه میکنه واسش تازگی داره و تا حالا به سادگی ازش میگذشته

ولی اون موقعی که درگیر میشه و چون برای اولین باره یه تاثیری منحصر بفردی روش میزاره که تا عمر داره

فراموش نمیکنه اون شخصو و اون چیزو....

نظرهای  شما همین جا نمایش داده میشه

جمعه 27 اسفند 1389برچسب:حرفایی از جنس سکوتღ❤ღغم سراღ❤ღღدل نوشته های عاشقانهღ❤ღنوشته های غمگین و احساسی,

  توسط حامی  |
 

محکوم به حبس ابد شدم

ღ❤ღ محکوم به حبس ابد شدم ღ❤ღ

جرم من عاشقي بود ، جرم تو شکستن يک قلب عاشق !

در اين دادگاه ،اعتراف ميکنم اشتباه کرده ام که عاشق شدم،اما تو همچنان سکوت کرده اي.

کاش تو نيز اعتراف ميکردي که قلبم را شکستي، شاهد قلب شکسته ام،دو چشم خيسم است.

اشتباه کردم که قلب کوچک و پر از دردم را وارد اين بازي پوچ کردم

نميدانستم اين بازي برد و باخت دارد ، زيرا من تنها به لحظه هايش مي انديشيدم.

با اينکه مي دانستم عشق دلتنگي ، اشک ، غم ، غصه و جدايي دارد  اما باز عاشق شدم.

عاشق شدم و در پايان نيز  قلبم به عزاي عشق نشست.

اگر جرم من عاشقي بود ، جرم تو سنگين تر بود ، تو يک قلب عاشق را شکستي.

تو احساس را در وجود من کشتي و زندگي ام را به مرز نابودي کشاندي.

حالا تو بگو اي سرنوشت ، قاضي اين دادگاه ، من محکومم يا آن بي وفا؟

سرنوشت چيزي نگفت ، چون خودش در اين بازي نقش داشت.

در اين سوي دادگاه ، من سرگردان و در سوي ديگر سرنوشت و آن بي وفا.

سرنوشت راي را به سود آن بي وفا اعلام کرد و مرا محکوم به حبس ابد در قلب تنهايي ها کرد.

آري سرنوشت ، مرا  اسير تنهايي ها کرد اما تو را در سرزمين خوشبختي ها رها کرد...

حالا من مانده ام و تنهايي ها... احساس آرامش ميکنم با اينکه در قلب تنهايي ها زنداني ام! نه غصه اي از عشق در دل دارم

نه دلتنگ کسي ميشوم ، نه انتظار مي کشم و نه حسرت.

کاش از همان اول در اين گوشه ، در کنار يار با وفايم يعني تنهايي اسير ميشدم.

کاش هيچگاه عاشق نمي شدم...

چهار شنبه 25 اسفند 1389برچسب:محکوم به حبس ابدღ❤ღحبس ابدღ❤ღانتظار و حسرتღ❤ღمحکوم به عاشقیღ❤ღچشم خیسღ❤ღجداییღ❤ღبی وفا,

  توسط حامی  |
 

ღ❤ღ حقيقت عشق ღ❤ღ

حرفي ندارم براي گفتن ، راهي ندارم براي ماندن

شوقي ندارم براي از عشق نوشتن ، جايي ندارم براي رفتن

اينگونه بايد بمانم ، بسوزم و بسازم با اين عشق خيالي

عشقي که آخرش پيداست ، زندگي با تو يک روياست

تقصير قلبم بود که عاشق شدم تا چشم بر روي هم گذاشتم ديدم که اسيرم.

اسير قلبي که باور نميکند مرا ، حس نميکند مرا در لحظه هاي تنهايي اش.

هنگام گفتن درد دلهايم صداي مرا نميشنوي ، هنگام اشک ريختن ، گونه خيس مرا نميبيني.

احساس ميکنم برايت سرگرمي هستم ، تو با من بازي ميکني و من تنها نظاره گر هستم.

تو آرزوهايي را در دلت داري ، افسوس که من جايي در آرزوهايت ندارم.

حرفي ندارم براي گفتن ، راهي ندارم براي ماندن

ماندنم بيهوده است ، رفتنم محال و اين است يک زندگي پر از عذاب.

تحمل ميکنم اين عذاب را ، منتظر ميمانم تا بيايد روزي که يا مرا تنها ميگذاري و يا عاشقانه با من ميماني

مرا باور کن اي عشق ، نگذار در خيالم با تو باشم ، بگذار هميشه عاشق تو باشم

به حقيقت اين عشق ايمان داشته باش ، مرا درک کن و دوستم داشته باش.

..................................................................

ღ❤ღ ببار باران ღ❤ღ

ببار اي باران ، ببار که غم تنهایی از دلم رفتني نيست، اشکهاي روي گونه ام ديدني نيست.

ببار اي باران که اين تنهايي تمام شدني نيست، آن لحظه هاي زيبا تکرار شدني نيست.

ببار اي باران که شعر تلخ جدايي خواندني نيست ، غم تلخي که در سينه دارم فراموش شدني نيست .

ببار که دلم گرفته است ، چشمهايم از اشک ريختن خسته است.

ببار اي باران ، که سکوت اين لحظه ها با صداي تو و صداي گريه هايم شکسته شود

ببار اي باران دلم از غصه ها خالي شود و لحظه هايم مثل هميشه باراني شود.

ببار اي باران ، آمدن  تو مرا آرام ميکند ، قطره هاي تو مرا از چشمان غريبه ها پنهان ميکند.

چه آمد بر سرم که اينگونه پريشانم ، باور ندارم که اينگونه تنهايم .

چه آمد بر سرم که اينک آرزوي کسي را دارم که با من قدم بزند در زير قطره هاي باران،درد دل کند با من در اين حال و هواي دلگير آسمان.

ببار اي باران که غم از دلم رفتني نيست ، هواي سرد قلبم گرم شدني نيست.

راهم را گم کرده ام در کوچه پس کوچه هاي شهر در اين شب باراني ، کجا بروم

من که سرپناهي را جز تو ندارم اي باران ، در آغوش چه کسي آرام بگيرم من که هيچکس جز خدا را ندارم اي آسمان.

ببار اي باران ، اين آرامش ناخواسته ام را در زير قطره هاي باوفايت از من نگير

بي وفا نباش اي باران باوفا ، تنها همين شب هواي مرا داشته باش

تنها همين شب...

سه شنبه 24 اسفند 1389برچسب:نوشته غمگینღஜღحرف دلღஜღدلنوشتهღஜღحقیقت عشقღஜღتنهاییღஜღببار بارانღஜღغم تنهاییღஜღعشق خیالی,

  توسط حامی  |
 

برای تو مینویسم

ღ❤ღ براي تو ღ❤ღ

براي تو مي نويسم که بودنت بهار و نبودنت خزاني سرد است

تويي که تصور حضورت سينه بي رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق مي زند

در کوير قلبم از تو براي تو مي نويسم

اي کاش در طلوع چشمان تو زندگي مي کردم

  تا مثل باران هر صبح برايت شعري مي سرودم

آن گاه زمان را در گوشه اي جا مي گذاشتم و به شوق تو اشک مي شدم

و بر صورت مه آلودت مي لغزيدم

اي کاش باد بودم و همه عصر را در عبور مي گذراندم

تا شايد جاده اي دور هنوز بوي خوب پيراهنت

را وقتي از آن مي گذشتي در خود داشته باشد

که مرهمي شود براي دلتنگي هايم

نظر یادتون نره

پنج شنبه 19 اسفند 1389برچسب:برای تو مینویسمღஜღبرای توღஜღدردღஜღبهاروخزانღஜღروزای بی کسیღஜღدلتنگیღஜღنوشته عاشقانه,

  توسط حامی  |
 

يکي بود يکي نبود غير از خداي مهربون هيچکس ديگه عاشق نبود

ღ❤ღ يکي عاشق بود يکي عاشق نبود ღ❤ღ

يکي عاشق بود... يکي عاشق نبود...؛هيچکس مثل خدا عاشق معشوقش(ما انسان ها) نبود

يه روز عاشقش بودم،يعني با تموم وجودم مي خواستمش اما... نميدونم چرا خدا وسط عاشقي من بلند گفت:

کات- اما ديگه نگفت:صدا - نور - حرکت...نمي دونم چرا؟

شايد من عاشقي رو خوب بازي نکردم.اما بذارين يه چيزي رو بگم ؛ به حقانيتش قسم،هم باهاش

خنديدم،گريه کردم،حتي براش درد کشيدم.اما نميدونم؟؟

اون اصلا نقشش رو خوب بلد نبود بازي کنه.زيرِ صداش يه جوري تملق بود-من عاشق بودم،اما اون معشوق نبود!!!

اينه که موضوع نوشته ام رو گذاشتم" يکي بود... يکي نبود... غير از خداي مهربون هيچکس ديگه عاشق نبود"

مي دونيد فيلم منم يه روزي به اکران در مياد...مي دونيد کي؟

قــــــيــــــامـــــــت

يه روزي با صداي بلند مي گن:فيلم يکي بود... يکي نبود... تا چند دقيقه ديگه روي پرده آسمون به نمايش در مياد

کارگردان:خدا

بازيگران:خودم و اون و خدا

و با هنرمندي : شــــيـــــطـــــان

اميدوارم اون روز از فيلم من بدتون نياد!!!

نظر یادتون نره

جمعه 13 اسفند 1389برچسب:یکی بود یکی نبودღ❤ღنوشته غمگینღ❤ღنوشته احساسیღ❤ღحرف دلღ❤ღدل نوشتهღ❤ღغم و احساس,

  توسط حامی  |
 

 



Nobody Die a Virgin...Life Fuck Us All


 

ღღنوشته های احساسی منღღ
لبهای سکوت
دلتنگی بی پایان
روی قبرم بنویسید
از من نپرس چقد دوستت دارم...
زورکی نخند عزیزم
رفتي و مرا با دلتنگي هايم تنها گذاشتي
هنوزم به یادتم...
تنهایی خیلی سخته
ღاس ام اس عاشقانه و احساسیღ
عاشقانه و احساسی (سری 1)
♂ܓܨداستانܓܨ♂
ღ♡ღداستان های عاشقانهღ♡ღ
♂ܓܨشعر های عاشقانهܓܨ♂
شعرهای عاشقانه و غمگین سری 1

 

 Finish The Love
 ای کاش بودی
 کاش می دانستی...
 ای کاش بودی
 قانون تو ...
 داستان زیبای مرد نابینا
 داستان بسیار زیبای عشق...
 اینو گفتم که نگی نگفتی...
 تنها راه رسیدن...
 داستان زیبای عروسک

 

دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهريور 1390
ارديبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1398
فروردين 1390

 

حامی

 


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عشق مرده(غمسرا) و آدرس ghamsara.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





ღ❤ღدل شکستهღ❤ღ
ღ❤ღعشق تنهاღ❤ღ
مطالب خفن و فیلتر نشده فقط ‏‎+18‏ کلیک کنن ! ! !
ღ❤ღدخترک تنهاღ❤ღ
ღ❤ღعـــ ـــمق تنهــ ــــاییღ❤ღ
ღ★ღمحمـد جــان دوستت دارمღ★ღ
♡ܓܨچت روم منܓܨ♡
˙•▪●ღ عاشقونه ღ●▪•˙
∴تک درخت عشق∴
ღ★ღچقدرسرد است وقتی دلتنگم ونیستیღ★ღ
ღ★ღقلب شیشه ایღ★ღ
ღ★ღطلوع یک عشقღ★ღ
★*∴آسمون پر ستاره∴*★
ღ❤ღدر انتظار محبتღ❤ღ
ღ❤ღعاشقونهღ❤ღ
ღ❤ღکوچه مجنونღ❤ღ
ღ❤ღبیا تو حال کنღ❤ღ
ღ❤ღدلشکسته(غزل جون)ღ❤ღ
ღ❤ღدل تنهای منღ❤ღ
ღ❤ღزندگی همراه عشقღ❤ღ
ღ❤ღکلبه تنهایی های دخترونهღ❤ღ
๑۩۞۩๑سرزمین عشق๑۩۞۩๑
ღ❤ღجزیره عشقღ❤ღ
ღ❤ღعاشقانهღ❤ღ
ღ❤ღجداییღ❤ღ
ღ❤ღکلبه تنهایی دخترونهღ❤ღ
ღ❤ღعاشق زورق نشینღ❤ღ
❤aloneღ♥ღlover❤
ღஜღخستهღஜღ
ღஜღدختر طوفانღஜღ
ღஜღافسون سکوتღஜღ
ღஜღ onyx ღஜღ
ღღدنیای من کی مال من میشیღღ
ღஜღكلبه ي تنهاييღஜღ
ღஜღاحساسღஜღ
ღஜღغریبانهღஜღ
۩۞۩ پسر بندری ۩۞۩
۩۞۩ دلشکسته ۩۞۩
ღஜღدختر یخیღஜღ
ღஜღپیامک های عاشقانهღஜღ
ღஜღتو دلم کشتمتღஜღ
ღஜღگنجینه ی خاطرات منღஜღ
ღஜღدوسـتــیــابـیღஜღ
ღஜღطلوع ترانهღஜღ
ღஜღبهترین محصولاتღஜღ

 

زندگی ایرانی
بهتر است بدانیم
سیستم مکانیزه کالا
دانــــــلودســـــتان (جديدترين نرم افزارهای کاربری و آنتی ویروس 2011)
بیردانا
پایگاه سرگرمی پاتوق98

 

RSS 2.0

ورود اعضا:

دوتا عاشق واسه چی همدیگه رو ترک میکنن؟

آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 95
بازدید دیروز : 117
بازدید هفته : 364
بازدید ماه : 1760
بازدید کل : 42632
تعداد مطالب : 35
تعداد نظرات : 219
تعداد آنلاین : 7


Alternative content



تبلیغات پیامکی